على محمدى خراسانى
75
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
5 . اطلاقلفظو ارادهمثلآن . مانندزيد در ضرب زيدكه فلانىگفت يا « ضرَب » اى كهفلانىگفت . 6 . اطلاق لفظ و ارادهء شخص آن ، بهگونهاى كه عنوان دلالت و حكايت هم داشته باشد . مانند زيدٌ لفظٌ ؛ بنابر اينكه شخص همين زيد مراد باشد و لفظ را حاكى از خود لفظ قرار دهيم . 7 . اطلاق لفظ و ارادهء شخص آن ، بهگونهاى كه دلالت هم در ميان نباشد . از اين اقسام هفتگانه به بيانى كه گذشت قسم هفتم بلا اشكال استعمال نيست . قسم اول و سوم دو احتمالى بود ؛ ولى صدق استعمال را در آن تقويت كرديم ، بهدليل سيره عرف و عقلاء و اهل محاوره . قسم دوم و چهارم و پنجم و ششم هم كه بلا اشكال استعمال نام گرفت .